سایت شخصی علی اسلامجو

سعی نگارنده بر این است که در راستای فرهنگ سازی در زمینه جهاد علمی و جهاد فرهنگی قدمی بردارد.

سایت شخصی علی اسلامجو

سعی نگارنده بر این است که در راستای فرهنگ سازی در زمینه جهاد علمی و جهاد فرهنگی قدمی بردارد.

سایت شخصی علی اسلامجو
مقام معظم رهبری بیش از ده سال است که در راستای ضرورت جهاد علمی برای تقویت و اعتلای ایران اسلامی صحبت می کنند و بیش از بیست سال است که نگرانی خود را نسبت به تهاجم فرهنگی ابراز نموده و جهاد فرهنگی را ضروری دانسته اند.
با نگاهی به نقش نوجوانان در دوران دفاع مقدس می توان فهمید که اگر این ضرورت تبیین شود بسیاری از عزیزان ما در همین سنین پای راه و آرمانهای این انقلاب هستند

۳ مطلب در اسفند ۱۳۹۱ ثبت شده است

شنبه, ۱۹ اسفند ۱۳۹۱، ۰۳:۵۳ ب.ظ

تو برام شکلات بردار

به نام خدا

دختر کوچولو وارد بقالی شد و کاغذی به طرف بقال دراز کرد و گفت:

مامانم گفته چیزهایی که در این لیست نوشته بهم بدی، این هم پولش.

بقال کاغذ رو گرفت و لیست نوشته شده در کاغذ را فراهم کرد و به دست دختر بچه داد، بعد لبخندی زد و گفت:

چون دختر خوبی هستی و به حرف مامانت گوش می‌دی، می‌تونی یک مشت شکلات به عنوان جایزه برداری.

ولی دختر کوچولو از جای خودش تکون نخورد، مرد بقال که احساس کرد دختر بچه برای برداشتن شکلات‌ها خجالت می‌کشه گفت: "دخترم! خجالت نکش، بیا جلو خودت شکلاتهاتو بردار"

دخترک پاسخ داد: "عمو! نمی‌خوام خودم شکلاتها رو بردارم، نمی‌شه شما بهم بدین؟ "

بقال با تعجب پرسید:

چرا دخترم؟ مگه چه فرقی می‌کنه؟

و دخترک با خنده ای کودکانه گفت: آخه مشت شما از مشت من بزرگتره!

---------------------------

پی‌نوشت:

داشتم فکر میکردم حواسمون به‌اندازه یه بچه کوچولو هم جمع نیس که بدونیم و مطمئن باشیم که

مشت خدا از مشت ما بزرگتره

 

امام صادق علیه السلام در دعایی می‌فرماید:

یَا مُعْطِیَ الْخَیْرَاتِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَعْطِنِی مِنْ خَیْرِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ مَا أَنْتَ أَهْلُه‏

 

ای عطا کننده‌ی خیرها! بر محمد و آل محمد درود و رحمت فرست و به من خیر دنیا و آخرت را ـ آن چنان که در خور تو است ـ عطا نما.

کافی، ج 2، ص 259

--

زاهدان و عابدانی که پیوندی با جهاد و شهادت و مبارزه ندارند، خواسته یا نخواسته دوستدار امام غایب اند، نه امام قائم. مطلوب اینان غایب آل محمد است، نه قائم آن‌ها...

آیت الله جوادی آملی


 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ اسفند ۹۱ ، ۱۵:۵۳
علی اسلامجو
شنبه, ۱۲ اسفند ۱۳۹۱، ۰۶:۱۱ ب.ظ

داستانی جالب و آموزنده در مورد آبروی مومن

این داستان برای یکی از دوستان نزدیک بنده اتفاق افتاده، حتما بخونید

زمانی‌ در بچگی باغ انار بزرگی داشتیم که ما بچه ها خیلی دوست داشتیم،تابستونا که گرمای شهر طاقت فرسا می شد، برای چند هفته ای کوچ می کردیم به این باغ خوش آب و هوا که حدوداً 30 کیلومتری با شهر فاصله داشت، اکثراً فامیل های نزدیک هم برای چند روزی میومدن و با بچه هاشون، در این باغ مهمون ما بودن، روزهای بسیار خوش و خاطره انگیزی ما در این باغ گذروندیم اما خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم، شاید زیاد خاطره خوشی نیست اما درس بزرگی شد برای من در زندگیم!

تا جایی که یادمه، اواخر شهریور بود، همه فامیل اونجا جمع بودن چونکه وقت جمع کردن انارها رسیده بود، 8-9 سالم بیشتر نبود، اون روز تعداد زیادی از کارگران بومی در باغ ما جمع شده بودن برای برداشت انار، ما بچه ها هم طبق معمول مشغول بازی کردن و خوش گذروندن بودیم! بزرگترین تفریح ما در این باغ، بازی گرگم به هوا بود اونم بخاطر درختان زیاد انار و دیگر میوه ها و بوته ای انگوری که در این باغ وجود داشت، بعضی وقتا میتونستی، ساعت ها قائم شی، بدون اینکه کسی بتونه پیدات کنه!

بعد از نهار بود که تصمیم به بازی گرفتیم، من زیر یکی از این درختان قایم شده بودم که دیدم یکی از کارگرای جوونتر، در حالی که کیسه سنگینی پر از انار در دست داشت، نگاهی به اطرافش انداخت و وقتی که مطمئن شد که کسی اونجا نیست، شروع به کندن چاله ای کرد و بعد هم کیسه انارها رو اونجا گذاشت و دوباره این چاله رو با خاک پوشوند، دهاتی ها اون زمان وضعشون خیلی اسفناک بود و با همین چند تا انار دزدی، هم دلشون خوش بود!

با خودم گفتم، انارهای مارو میدزی! صبر کن بلایی سرت بیارم که دیگه از این غلطا نکنی، بدون اینکه خودمو به اون شخص نشون بدم به بازی کردن ادامه دادم، به هیچ کس هم چیزی در این مورد نگفتم!

غروب که همه کار گرها جمع شده بودن و میخواستن مزدشنو از بابا بگیرن، من هم اونجا بودم، نوبت رسید به کارگری که انارها رو زیر خاک قایم کرده بود، پدر در حال دادن پول به این شخص بود که من با غرور زیاد با صدای بلند گفتم: بابا من دیدم که علی‌ اصغر، انارها رو دزدید و زیر خاک قایم کرد! جاشم میتونم به همه نشون بدم، این کارگر دزده و شما نباید بهش پول بدین!

پدر خدا بیامرز ما، هیچوقت در عمرش دستشو رو کسی بلند نکرده بود، برگشت به طرف من، نگاهی به من کرد، همه منتظر عکس العمل پدر بودن، بابا اومد پیشم و بدون اینکه حرفی بزنه، یه سیلی زد تو صورتم و گفت برو دهنتو آب بکش، من خودم به علی اصغر گفته بودم، انارها رو اونجا چال کنه، واسه زمستون! بعدشم رفت پیش علی اصغر، گفت شما ببخشش، بچس اشتباه کرد، پولشو بهش داد، 20 تومان هم گذاشت روش، گفت اینم بخاطر زحمت اضافت! من گریه کنان رفتم تو اطاق، دیگم بیرون نیومدم!


کارگرا که رفتن، بابا اومد پیشم، صورت منو بوسید، گفت میخواستم ازت عذر خواهی کنم! اما این، تو زندگیت هیچوقت یادت نره

که هیچوقت با آبروی کسی بازی نکنی...

علی اصغر کار بسیار ناشایستی کرده اما بردن آبروی انسانی جلو فامیل و در و همسایه، از کار اونم زشت تره!


شب علی اصغر اومد سرشو انداخته پایین بود و واستاده بود پشت در، کیسه ای دستش بود گفت اینو بده به حاج آقا بگو از گناه من بگذره!

کیسه رو که بابام بازش کرد، دیدیم کیسه ای که چال کرده بود توشه، به اضافه همه پولایی که بابا بهش داده بود...

سخنی بسیار زیبا ازحضرت علی ع

امام علی(علیه السلام) به مالک اشتر:

ای مالک!

اگر شب هنگام کسی را در حال گناه دیدی،

فردا به آن چشم نگاهش مکن

شاید سحر توبه کرده باشد و تو ندانی

 


 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ اسفند ۹۱ ، ۱۸:۱۱
علی اسلامجو
دوشنبه, ۷ اسفند ۱۳۹۱، ۰۷:۴۴ ق.ظ

آسیب شناسی نظام علمی کشور در حوزه علم دینی 3

6-اشکال بعدی یک اشکال ساختاری در وزارت علوم می باشد و آن اینکه رویه ارتقای اساتید در دانشگاه ها، هیچ ربطی به لزوم فعالیت آن ها در حوزه علوم دینی و بومی ندارد. این مطلب نه تنها کمکی به علاقه مندان و دغدغه‌مندان فعالیت در این حوزه نمی کند بلکه معمولا به شدت به ضرر آنها است. از این جهت که معمولا کارهای تلفیقی متناسب با  استانداردهای موجود مقالات علمی پژوهشی نیست و لذا استاد دغدغه‌مند برای تلفیق - به دلیل اینکه وقتش را برای این مطالب می گذارد - قطعا دیگر وقت نوشتن مقالات با استانداردهای موجود را ندارد. پس نه تنها مشوقی برای این دسته از اساتید وجود ندارد بلکه از طرف دیگر آن‌ها نمی‌توانند مانند دیگران ارتقا پیدا کنند به همین دلیل ما در حال حاضر اساتیدی داریم که به درجه دانشیاری و استادی رسیده اند ولی سکولار هستند و هیچ اعتقادی به علم دینی ندارند چه برسد به اینکه در این راستا بخواهند قدم بردارند در صورتی که گاها بهترین اساتید راهنمای دانشجویان در حوزه های تلفیقی هنوز در مراتب پایین دانشگاهی قرار دارند.

7- عدم حمایت مالی از تولید علوم تلفیقی اسلامی و بومی علی رغم مشاهده اسراف بیت المال در پروژه های میلیاردی تکراری با تغییر مدیران. یک استاد اگر بخواهد کار تلفیقی انجام دهد، قرار داد پروژه اش حداکثر و در بهترین حالت بین 10 الی 30 میلیون تومان است اما همین استاد اگر برای پروژه‌های تحقیقی وزارتخانه‌های مختلف که معمولا با تغییرات وزیر و مدیران کل دوباره انجام می شود، قرارداد ببندد، خیلی راحت بین 100 میلیون تا یک میلیارد تومان مبلغ قرار داد است. با این حال نگارنده معتقد است اگر از دغدغه‌مندان حوزه علم دینی و بومی حداقل حمایت‌های لازم مالی هم صورت گیرد - به نحوی که آنها مجبور نشوند برای گذران زندگی مشغول کارهای دیگر شوند باز هم وضعیت تولید علم دینی و بومی بسیار بهتر از حالت خواهد شد.

و بالاخره نکته آخر اینکه حرف برای گفتن زیاد است منتها آنچه ما نیاز داریم، همت و اراده‌ای بلند در فهم مسائل انقلاب اسلامی و مطالعه و تلاش برای ارائه راهکار و پیگیری برای تحقق آن است. ضمنا توصیه آخرین این حقیر این است یکبار و برای یکبار هم که شده به جای رد و پذیرش نظریات با نسبت دادن آن نظریه به اساتید و یا موسسات و مجموعه های علمی خاص، برویم "ما قال" ها را فهم کنیم. بعضی ها می‌گویند: این نظر برای فرهنگستان است پس مورد تایید یا رد است، فلان نظر برای موسسه امام خمینی است پس ... ، این را طیف غرب‌شناسی می‌گویند پس... ، آن را طیف شهید مطهری می‌گویند پس... . تا زمانی که ما در این نقطه باشیم به جایی نخواهیم رسید.

والسلام علی من اتبع الهدی 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ اسفند ۹۱ ، ۰۷:۴۴
علی اسلامجو