آسیب شناسی نظام علمی کشور در حوزه علم دینی
مقدمه:
جریان تولید علم و جنبش نرم افرازی از آغاز دهه 80 با فرمایشات مکرر مقام معظم رهبری و پیگیری برخی دغدغه مندان و صاحب نظران در حوزه و دانشگاه در کشور شکل گرفته است تا ان شاالله آمادهساز تحقق عدالت و پیشرفت برای انقلاب باشد. اما متاسفانه هنوز فضای عمومی و کلی علمی کشور خود را نسبت به این مسئله آماده نکرده است. لازمه تحققِ اهداف این حرکت، متناسبسازی ساختارها، روشها و در یک کلام اقتضای جامعه و به طور خاص جامعه علمی کشور به این سمت و سو میباشد. یعنی اینکه اگر ما به دنبال یک حرکت جمعی در جهت مذکور هستیم باید شیب جامعه را به سمتِ این هدف تغییر دهیم تا حتی افراد با اراده هایی ضعیف را نیز با استفاده شیب و اقتضای جامعه و عدم سر بالایی و مانع، در جهت تولید علم حرکت دهیم. این اقتضا ابعاد انگیزش، دانشی وبینشی و رفتاری دارد که برای مثال در بعد انگیزش باید برای کسی که در راه تولید علم میخواهد قدم بردارد، حمایت های مالی و امکاناتی خوب فراهم شود تا فرد از این جهت دیگر نگرانی نداشته باشد. بعد از این مقدمه لازم می دانم به اصل بحث یعنی بحث آسیب شناسی نظام علمی کشور از بعد تولید علم و به طور خاص علم دینی بپردازیم:
1- غربزدگی: به نظر بنده بزرگترین معضل فعلی فضای جامعه علمی کشور و یا حتی به طور کل جامعه ما غربزدگی است. این مشکل به طور خاص در فضای دانشگاهی علوم انسانی و به صورت خطرناکتر مشاهده میشود. بنده فقط حوزه اساتید را اشاره می کنم. معمولا اساتید برجسته این حوزه علم به دلیل تحصیل در غرب د و یا به دلیل اعتمادِ ناخوداگاه و پیش از حد به نظریه پردازان غربی، مقهور نظریات آنها شدهاند و علوم غربی را علومی بی خدشه می دانند. بقیه اساتید نیز - به غیر از عدهای قلیل که اثر نپذیرفتهاند- معمولا از شاگردان اساتید مذکور بوده اند و تحت تاثیر نگرش ها و بینش های آنان هستند.
2- محدود کردن معنای تولید علم به حوزه های فناوری، مهندسی و پزشکی و عدم درک اهمیت علوم انسانی و اجتماعی: متاسفانه علی رغم تاکیدات مقام معظم رهبری پیرامون نقش کلیدی علوم انسانی اجتماعی تاکنون، توجه بسیار کمتری به تحقیقات و مطالعات جدی در این حوزه شده است. ویا اگر هم در مواردی به این موضوعات پرداخته شده صرفا از سنخ همان کارهایی است که چون مقام معظم رهبری در مورد فلان موضوع صحبت کرده، باید یک همایش برگزار کنیم تا تکلیف از ما ساقط شود. البته دور از انصاف است که تلاش های بسیار زیاد عدهای قلیل و معمولا گمنام در این حوزه را نادیده گرفت.
3- آسیب جدیِ بعدی در حوزه مقالات و پژوهشها و کتب منتشرشده به عنوان تولید علم میباشد. در حوزه مقالات و پژوهش ها، آسیب جدی کمیتگرایی مفرط میباشد به گونهای که از پژوهشگر برای چاپ مقالهاش انتظار دارند، در کیفیترین مسائل، نهایتا به صورت کمی تحقیق کند. البته اخیرا در فضای پژوهش کیفی روزنههایی از امید در حال روشن شدن است. و اما در حوزه کتاب، متاسفانه اکثر کتابها با رویکردی تجاری نگارش می شود و ضمنا یک ترجمهگرایی را، آن هم از نوع ناقص حتی در کتابهای تالیفی منتشرشده شاهد هستیم.
ادامه دارد...